در ستایش خودم بودن: هاوس

!Read less, more TV

house 114

کمتر بخوان و بیشتر تلویزیون ببین. چندان شبیه توصیه ای از یک پزشک-کارآگاه برجسته به نظر نمیرسد. دکتر هاوس وایکودین به دست لنگ لنگان با هر قدم عصایش را بر زمین میکوبد و غر و لند میکند که انسانیت یعنی کشک. سریال هایی با داستانی در مورد ماجرا های یک پزشک مغرور و منزوی به همراه تیمش در یک بیمارستان کم نیست. پس چه چیزی هاوس را نسبت به بقیه متفاوت می کند؟

Humanity is overrated

House 101

سبک زندگی هاوس متشکل از یک سری قوانین و اصول مشخص است که هیچگاه از آنها سرپیچی نمیکند. همین قوانین شخصیتی را تشکیل می دهند که مرا به بررسی پرونده هاوس ترغیب کرد.

همه دروغ می‌گویند!

احتمالا مهم ترین و مشهور ترین اصل در سبک زندگی او همین جمله است. هاوس به ما می‌گوید که انسان ها هر چقدر که در نظر ما صادق و راستگو به نظر برسند باز هم از دروغ گفتن مصون نیستند و هیچ کس از این قائده مستثنی نیست.

It’s a basic truth of the human condition that everybody lies. The only variable is about what

House 101

در گفتمان هاوس، دروغ گفتن همه انسان ها نشانه‌ای مبنی بر پلید بودن آنها نیست. دروغ گفتن برای او صرفا یکی از ویژگی های نامطلوب مشترک بین انسان هاست. اعتماد نکردن او به گفته‌های بیماران یکی از سرفصل‌هایی‌ست که سالهاست در کلاس های سمیولوژی تدریس میشود و بعید نیست که این نتیجه گیری برآمده از سالها برخورد او با بیماران مختلف باشد.

جزئیات برای هاوس اهمیت خاصی دارند

وقتی تیم تشخیص کاهش ۱ درصدی سطح اکسیژن خون بیمار را ناچیز خواندند پاسخ هاوس این بود؛ اگر توالی ژنتیکی او تنها یک درصد فرق داشت او یک دلفین بود نه انسان!

If her DNA was off by one percentage point, she’d be a dolphin

HOUSE 102

پرونده بسیاری از بیماران هاوس پیش از رسیدن به دست او از نظر پزشکان بسیاری می گذرد و در نهایت سر از میز گروه تشخیص او در می آورد. اگر صرفا دیدن کلیات و نکات واضح یک بیمار/بیماری برای تشخیص و درمانش کافی بود این پرونده ها هرگز به دست هاوس نمیرسیدند!

هاوس به جزئیات توجه ویژه‌ای دارد؛ درست مثل شرلوک هلمز. در نگاه او جزئیات مفهومی فراتر از نکات کوچک در کنار مسائل اصلی هستند و به عبارت دیگر جزئیات تعیین کننده تر از کلیات هستند.

تیغ اوکام

در کنار توجه به جزئیات موجود، هاوس علاقه ای به ساختن آنها ندارد. برخلاف انتظار، بیماران هاوس اغلب به بیماری های نادر دچار نیستند بلکه درگیر تظاهرات ناشایع امراض شایع شده اند. هنر هاوس، در وهله اول تعیین خط فکری تیم تشخیص و در گام دوم، پیدا کردن احتمالات و رد یا تائید آن است. از نظر هاوس، پیدا کردن یک عامل یکسان برای تمام علائم بیمار، عاقلانه تر از آن است که بیمار را مبتلا به دو یا چند بیماری فرض کنیم.

در فلسفه این گونه از استدلال ها را اصل امساک )تیغ اوکام( می نامند. در استدلال هایی که از اصل امساک پیروی می کنند، همواره ساده ترین توجیه ممکن برای هر پدیده انتخاب می شود و به قول اهل فلسفه موجودات، موجودیات و نهاد ها صرفا در صورت ضرورت به مقدمه ها و گزاره ها افزوده میشود. معتقدین به این اصل معتقدند با افزودن موجودیت ها و متغیر ها به یک گزاره، احتمال وجود خطا در آن بیشتر است.

ساده ترین توجیه برای هاوس قرار نیست همیشه یک بیماری باشد‌. هنگامی که بیماری با تعداد زیادی از علائم بی ارتباط در اتاق ایزوله بیمارستان پرینستون-پلینزوبرو در حال احتضار بود هاوس با فرض اینکه بیمار پیش از بروز علائم داروی اشتباهی را مصرف کرده شروع به درمان او کرد و بعد ها اذعان کرد که جایز الخطا بودن آدمی ساده ترین توجیهی است که به ذهنش رسیده است.

the simplest explanation is almost always somebody screwed up

House 103

هاوس کوچک ترین احتمالات را هم در نظر می‌گیرد

هاوس در کنار علاقه ای که به توجیح های ساده دارد از احتمال وقوع اتفاقات نادر هم غافل نیست. در قسمت دیگر هاوس برای بیماری که تمام آزمایشات احتمال ابتلای او به سندرم اردهایم-چستر را رد کرده‌اند و صرفا انجام یک آزمایش روی او امکان پذیر است آزمایش برای سندرم اردهایم چستر روی آخرین نمونه موجود را درخواست میکند. اعضای تیم به هاوس یادآوری میکنند که تا آن روز در جهان فقط ۲۰۰ مورد مثبت اردهایم چستر در جهان گزارش شده است و این بیماری گزینه مناسبی برای استفاده به عنوان آخرین آزمایش نیست. هاوس پاسخ میدهد که اگر تا امروز ۲۰۰ مورد از این بیماری شناخته شده بیمارش نفر ۲۰۱ام است.

if there are 200 cases he is 201

House 217

هاوس تبهر خاصی در استفاده از علائم گورخری (Zebra signs) دارد. وقتی پشت سرمان صدای سُم موجودی را بشنویم قطعا صدا را به یک اسب نسبت می دهیم نه گورخر‌. درست مثل ST elevation که تا احتمال early depolarization بودن آن را رد نکنیم به سراغ اقدام دیگری نمی رویم.

When you hear hoofbeats behind you, don’t expect to see a zebra

Theodore Woodward

تظاهرات ناشایع یک بیماری که افتراق آن را از بیماری های دیگر دشوار کند نوعی Zebra sign است. هاوس آنقدر اعتماد به نفس -و البته دانش- دارد که با یک نشانه شایع به بیماری هایی ظنین شود که احتمال بروز چنان علائمی در آنها تنها چند درصد است.

هاوس شاید یک آشغال به تمام معنا به نظر برسد اما قلب پاکی دارد

هاوس به اصول خود وفادار است و دور از انتظار نیست که در کنار عادات بدش به بعضی از اصول اخلاقی -مخصوص خودش- هم معتقد باشد. هاوس شاید سعی کند با تملق برای بیمارثروتمندش بودجه پس گرفتن دفترش را تامین کند، شاید هیچوقت هله هوله هایی که از کافه تریای بیمارستان میخرد را حساب نکند، شاید در بسیاری از موارد در هیچ مرحله‌ای از تشخیص یا درمان دور و بر بیمار آفتابی نشود اما وقتی پای بیمارش در زیر آوار گیر کرده بود تا آخرین لحظه همراه با او در ساختمانی که هر لحظه امکان داشت فرو بریزد ماند. زمانی که بخاطر تشخیص اشتباه او بیمار جانش را از دست داد به میخانه پناه برد و چاره را در پرداخت تاوان اشتباهش با کتک خوردن از مردان مست حاضر در آنجا دید. هاوس اعتقادی به وجود خدا، دنیای پس از مرگ و کارما ندارد اما در آرمانشهر ذهن او هرکس برای کار های اشتباهش مستحق تنبیه است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *