اختلاف نسخ پدیدهایست به قدمت تاریخ کتابت. شناخته شده ترین نمونه آن در تاریخ، قرائات چهاردهگانه قرآن است که از زمان تجمیع قرآن در زمان عثمان مورد بحث دانشمندان عصور مختلف قرار گرفته.
دلایل ایجاد اختلاف نسخ کم نیست. از سهو و خطاهای کاتبان در استنساخ گرفته تا بخیه و وصله کردن شعر توسط خود شاعر برای تقدیم به ممدوح جدید. مثال مشهوری در این زمینه، تاریخ شهادت حضرت فاطمه است. در آن زمان خط کوفی اولیه که از خط عربی باستانی (پالئوعربیک) مشتق شده بود هنوز فاقد نظام نقطه گذاری منظم و استانداردی بود تا موجب تمییز حروف دارای تنه مشابه مانند ب و ت شود. در چنین خطی عبارت «عاسٮ ٮعد اٮٮها حمسه و ٮسعٮں ٮوما» را میتوان تسعین یا سبعین خواند که موجب اختلاف نظر در میان پژوهشگران شدهاست. نظام نوشتاری بدون نقطه که به طور کلاسیک جزئی از خط کوفی بود راه خود را همراه با خط تعلیق ادامه داد و تا آنجا که میدانیم تا عصر صفویه هم درمراسلات مورد استفاده قرار میگرفتهاست.

نقطه دار شدن خط هم برای از بین رفتن اختلاف نسخ کافی نبود. در قرون بعدی انگیزههای دیگری برای تغییر در متن کتابها پدید آمد. برای مثال تاریخ بلعمی به عنوان ترجمه ای برای تاریخ طبری نوشته شده بود اما از جستجو در میانه های آن به شواهدی از تلاش برای تغییر یکسری از اتفاقات تاریخی -مانند رساندن نسب اسماعیل سامانی به بهرام چوبین- بر میخوریم که احتمالا به قصد خوشنودی امرای سامانی معاصر بلعمی انجام شدهاست.

احتمالا مهم ترین عامل وجود اختلاف نسخ در ادبیات فارسی و عربی، سهو و خطاهای کاتبان است. در زمان اوج نهضت ترجمه در عالم اسلامی ممکن بود همزمان 14 نفر از روی یک نسخه کتاب استنساخ کنند و خطای هرکدام در نوشتن موجب تغییر در چندین جلد کتاب بعدی که قرار بود از روی آن نوشته شود میشد. کیفیت خطاطی کاتبان نیز بسیار متغیر بوده و برخی از نسخ خطی به سختی قابل خواندن هستند و بعید نیست که کج-فهمی هایی که به واسطه خوانش غلط آنها حین نسخهبرداری رخ داده برخی عبارات را تغییر داده باشد. افتادگی هایی که در حین کتابت، صحافی یا نگهداری کتاب ها در آنها عارض شده هم مقداری از متن کتاب را از دسترس ما خارج میکند. در مواردی مانند کتاب های شعر حتی افتادگی یک کلمه هم ممکن است تغییر قابل توجهی را در مسیر بررسی یک شعر و صحت سنجی آن ایجاد کند. رباعی زیر از جمله رباعیات نویافته ای است که علی میرافضلی در کتاب محاسن الکلام مرغینانی یافته. واضح است که قرار دادن هر کلمه ای به جای عبارت افتاده میتواند مفهومی همراستا، بی ارتباط یا حتی مخالف محتوای فلسفی کلام خیام بسازد.
ای بندۀ امر نافذت آهن و موم/منقاد تو را طبایع و چرخ و نجوم
این نکته نمیشود کسی را معلوم/ظلم از تو روا نیّ و … مظلوم

خود مولفان نیز در بروز پدیده اختلاف نسخ بی تاثیر و بی تقصیر نبوده اند. تغییراتی که حافظ در زمان حیاتش در اشعار خود ایجاد کرده عمدتا از این دست هستند که احتمالا معروف ترین مثال آن شکستن یا به گل نشتن کشتی اوست. مثال دیگر نیز یافته جدیدی در دواوین کهنه تر است که در آن صوفی، به جای “آن تلخ وش”، بنت العنب را ام الخبائث میخواند. عبارت بنت العنب در ادبیات عرب -علیرغم غلبه اشارات به رنگ طلایی شراب خرما- بسیار آشناست و در ادب فارسی نیز چند بار در سروده های خاقانی دیده میشود.
اگر تاریخ سرایش اولین شعر حافظ را برابر با سلطنت اولین ممدوحش قرار دهیم و فرض کنیم که او تا پایان عمر از این امر فراغت نیافتهاست در مییابیم که حافظ تقریبا هر ۳۰ روز یک غزل میگفته. بسیار واضح است که با توجه به طبع حافظ و حساسیت او نسبت به اشعارش هرکدام از غزلیات او بارها به دست خودش اصلاح شده و احتمالا تعداد قابل توجهی از اختلافات نسخههای قدیمی تر از قرن ۹ به دست خود حافظ ایجاد شده اند.


پینوشت ۱: به طرز عجیبی با وجود اهمیت فوق العاده مقوله اختلاف نسخ و تطبیق آنها در زمینه تصحیح و انتساب متون ادبی، هیچ نوشتهای در گوگل با کلیدواژه اختلاف نسخ وجود ندارد. هرچند که من تخصصی در این زمینه ندارم و توضیحات این نوشته بسیار کلی و پر ایراد است اما امیدوارم برای مخاطبی که برای اولین بار با این عبارت مواجه شده و آنرا در ایتترنت جستجو کرده مفید واقع شود.
پی نوشت ۲: نوشته حاضر در ابتدا به عنوان مقدمه پست خیامیات، منسوبات و مجعولات آماده شده بود. اگر علاقهمند بودید آنرا هم ببینید.